روانشناسی
نگارش در تاريخ شنبه 1393/03/31 توسط فولادی

نگارش در تاريخ سه شنبه 1393/05/21 توسط فولادی
 

 

فوق العاده بودن سخت نیست


 

همه دوست دارند بهترین باشند. اما اغلب افراد، معمولاً تنها در یک یا دو زمینه خاص فوق العاده هستند. برای مثال بعضی آدم ها در خواندن، رقصیدن، و یا هر قابلیت خاص دیگر، فردی شاخص شناخته می شوند. ممکن است فردی کمدین جذابی باشد و فرد دیگری به عنوان یک جراح فوق العاده شناخته شده باشد. اما در واقع صفت «فوق العاده» از چه ناشی می شود؟

در اینجا شما می توانید خصوصیاتی که می تواند برای معنی پیدا کردن این صفت به کار برده شود، پیدا کرده و به کار ببرید تا فوق العاده بودن را بفهمید و آن را حس کنید.

۱- سلامتی: تمرین های بدنی، رژیم های سالم و مراجعه مرتب به پزشک از مواردی هستند که می توانند سلامتی را برای شما به ارمغان آورند. این مرحله بسیار مهم است. به یاد داشته باشید که ذهن سالم در بدن سالم است.

۲- مهربانی: هیچ چیز به اندازه ناراحتی به افراد صدمه نمی زند و هیچ کس سزاوار این نیست که نادیده گرفته شود. سعی کنید مهربان باشید و تا حد امکان با همه همدردی کنید. در سازمان های خیریه محلی، پناهگاه های حیوانات، بانک های غذا و هر جا که می توانید فعالیت مثبت داشته باشید.
همیشه مکان هایی برای کمک وجود دارد. شاید به نظر وقت گیر و دشوار به نظر بیاید. اما اگر شما بدانید کمک به افراد نیازمند چه حس فوق العاده ای به شما می دهد، لحظه ای فرصت را از دست نخواهید داد.

۳- اعتماد به نفس: همیشه به یاد داشته باشید که شما منحصر به فرد و خاص هستید. هیچ کس نمی تواند غیر از این را بگوید. خوبی و حس مثبت در همه افراد وجود دارد. افراد، از دید خودشان ممکن است در مواردی به شما خرده بگیرند. شما نباید اجازه دهید این مساله در شما نسبت به خودتان حس منفی ایجاد کند. سعی کنید در خود نسبت به خودتان اعتماد ایجاد کنید. هر روز در آینه به خود و زیبایی های تان بنگرید، لبخند بزنید و سپس روزتان را شروع کنید.

۴- خودتان باشید: شما باید خودتان باشید. کامل، خاص و شگفت انگیز! سعی کنید هر چه زودتر خودتان را بشناسید و از خصوصیات پنهان و آشکار خود نهایت استفاده را در بهترین شدن، ببرید. کسی باشید که هرگز نمی خواهد چیزی کمتر از «فوق العاده» باشد. به چیزی که نیستید نیاندیشید و به هیچ وجه هم سعی نکنید از جاه طلبی خود در «فوق العاده» بودن خود دست بکشید. چیزی که هستید باشید، اما بهترینش!

نکته مهم: کسانی که دوستتان دارند را دوست بدارید. به هیچ عنوان به خود و دیگران صدمه نزنید.

نگارش در تاريخ سه شنبه 1393/05/21 توسط فولادی
حقیقت این است که خوشبختی، نداشتن مشکل نیست، توانایی کنار آمدن با آنهاست. اگر ذهن شما مسئله‌ای برای متمرکز شدن روی آن نداشت، می‌دانید چقدر سرگردان می‌شد؟ همیشه نگاهتان به چیزهایی باشد که دارید نه چیزهایی که از دست داده‌اید. چون چیزهایی که زندگی از شما می‌گیرد مهم نیستند، آنچه اهمیت دارد این است که با چیزهایی که برایتان باقی مانده است چه می‌کنید.

در زیر به ۸ چیزی اشاره می‌کنیم که به شما در زمان سختی‌ها انگیزه می‌دهد:

۱. درد بخشی از رشد کردن است.

گاهی اوقات زندگی به این دلیل درها را به رویتان می‌بندد که وقت جلو رفتن است. و این چیز خوبی است چون معمولاً ما هیچوقت به خودمان تکان نمی‌دهیم مگر اینکه شرایط، ما را به آن مجبور کند. وقتی زندگی سخت می‌شود. به خودتان یادآور شوید که هیچ درد و غمی بی‌دلیل اتفاق نمی‌افتد. از چیزی‌هایی که اذیتتان کرده درس بگیرید ولی هیچوقت این درس‌ها را فراموش نکنید. فقط بخاطر اینکه با مشکلات دست و پنجه نرم می‌کنید به معنی این نیست که شکست خورده‌اید. افتادن اتفاق‌های خوب زمان می‌برد. صبور باشید و مثبت فکر کنید. همه چیز درست خواهد شد؛ البته شاید این اتفاق زود نیفتد اما بالاخره می‌افتد.

یادتان باشد که دو نوع درد وجود دارد: دردی که آسیب می‌زند و دردی که تغییرتان می‌دهد. هر دو این دردها به رشد شما کمک می‌کنند.

۲. همه چیز در زندگی گذرا و موقتی است.

هروقت باران می‌آید، بالاخره بند می‌آید. هروقت ضربه می‌خورید، بالاخره خوب می‌شوید. بعد از تاریکی همیشه روشنایی است — هر روز صبح طلوع خورشید همین را می‌خواهد به شما بگوید اما معمولاً یادتان می‌رود و درعوض فکر می‌کنید که شب همیشه باقی می‌ماند. اما اینطور نیست. هیچ‌چیز همیشگی نیست.

پس اگر اوضاع زندگی خوب است از آن لذت ببرید چون همیشگی نیست. اگر اوضاع بد است، نگران نباشید چون این شرایط هم همیشه نمی‌ماند. فقط به این دلیل که در این لحظه زندگی‌تان سخت شده است به این معنی نیست که نمی‌توانید بخندید. فقط به این دلیل که چیزی اذیتتان می‌کند به این معنی نیست که نمی‌توانید لبخند بزنید. هر لحظه برای شما شروعی تازه و پایانی تازه است. هر لحظه فرصت جدیدی به شما داده می‌شود. فقط باید از این فرصت بهترین استفاده را بکنید.

۳. نگران بودن و شکایت کردن چیزی را عوض نمی‌کند.

آنهایی که بیشتر از بقیه شکایت می‌کنند، کمتر از بقیه کار انجام می‌دهند. همیشه بهتر است که سعی کنید کاری بزرگ انجام دهید و شکست بخورید تا اینکه هیچکاری انجام ندهید و موفق شوید. اگر گم شوید، هیچ چیز تمام نمی‌شود؛ زمانی همه چیز تمام می‌شود که کاری انجام ندهید و فقط شکایت کنید. اگر به چیزی باور و اعتقاد دارید، تلاش کنید. اجازه ندهید سایه‌های گذشته، دریچه رو به آینده‌تان را تاریک کند. اینکه امروز را به شکایت کردن درمورد دیروز بگذرانید، آینده‌تان را روشن‌تر نمی‌کند. به جای آن دست به کار شوید. بگذارید درس‌هایی که گرفته‌اید زندگی‌تان را بهبود بخشند. تغییر ایجاد کنید و هیچوقت به عقب نگاه نکنید.

و صرفنظر از اتفاق‌هایی که در این راه طولانی می‌افتد، یادتان باشد که شادی و خوشبختی واقعی فقط زمانی می‌آید که دست از شکایت کردن بخاطر مشکلاتتان بردارید و شروع به شکرگزاری برای مشکلاتی که ندارید کنید.

۴. جای زخم‌های شما نشانه قدرتتان هستند.

هیچوقت بخاطر جای زخم‌هایی که زندگی رویتان گذاشته است خجالت نکشید. این جای زخم‌ها یعنی درد تمام شده و روی زخمتان بسته شده است. یعنی توانسته‌اید بر درد غلبه کنید، درسی بگیرید، قوی‌تر شوید و به جلو پیش روید. جای زخم، خالکوبی پیروزی است که باید به آن افتخار کنید. اجازه ندهید این زخم باعث شوند زندگی‌تان را با ترس سپری کنید. هیچوقت نمی‌توانید جای این زخم‌ها را از بین ببرید اما می‌توانید نگاه خودتان به آنها را تغییر دهید. می‌توانید به جای این زخم‌ها بعنوان نشانه قدرتتان نگاه کنید نه درد.

۵. هر مشکل کوچک، قدمی رو به جلو است.

صبر کردن در زندگی به معنی منتظر ماندن نیست؛ صبر کردن توانایی داشتن نگرشی خوب در زمان تلاش برای رسیدن به رویاهایتان است. پس اگر می‌خواهید امتحان کنید، وقت گذاشته و تا آخر راه را بروید. درغیراینصورت، هیچ دلیلی برای شروع کردن نیست. این می‌تواند به معنی از دست دادن راحتی و ثباتتان و بر هم خوردن عادت‌های خواب و خوراکتان برای مدتی کوتاه باشد. می‌تواند به معنی قربانی کردن روابط و همه چیزهای آشنایی باشد که قبلاً در زندگی‌تان وجود داشت. می‌تواند به معنی قبول کردن تمسخرهای همسالان و دوستانتان باشد. می‌تواند به معنی ساعت‌های متمادی تنهایی باشد که البته تنهایی نعمتی است که می‌توان از آن برای خلق چیزهایی عالی استفاده کرد. تنهایی فضایی که لازم دارید را به شما می‌دهد. بقیه چیزها آزمایش کردن قطعیت شماست، اینکه چقدر آن هدف را می‌خواهید.

و اگر آن را بخواهید، با وجود همه شکست‌ها، طردشدگی‌ها و مسائل دیگر انجامش می‌دهید. و هر قدمی که رو به آن برمی‌دارید از هر چه که فکرش را هم بکنید حالتان را بهتر می‌کند. می‌فهمید که مشکلات اتفاقاتی نیست که سر راه برایتان می‌افتد، چالش اصلی خود آن راه است. و ارزشش را دارد. پس اگر می‌خواهید امتحانش کنید، راه را تا آخر بروید. هیچ حسی در دنیا بهتر از این نیست… هیچ حسی در دنیا بهتر از این نیست که بفهمید زنده بودن یعنی چه.

۶. منفی بودن دیگران مشکل شما نیست.

وقتی چیزهای منفی دور و برتان را می‌گیرد، مثبت باشید. وقتی دیگران می‌خواهند باعث ناراحتی‌تان شوند، لبخند بزنید. این بهترین و ساده‌ترین راه برای حفظ انگیزه و تمرکزتان است. وقتی دیگران با شما بدرفتاری می‌کنند، خودتان باشید. هیچوقت اجازه ندهید تلخی یک نفر شخصیتتان را تغییر دهد. هیچ چیز را به خودتان نگیرید، حتی اگر دقیقاً منظور خودتان باشد. خیلی کم پیش می‌آید که آدمها بخاطر شما کاری را انجام داده باشند. آنها کارهایشان را بخاطر خودشان انجام می‌دهند.

مهمتر از همه اینها، هیچوقت بخاطر اینکه کسی گفته به اندازه کافی خوب نیستید، خودتان را تغییر ندهید. زمانی تغییر کنید که می‌دانید آدم بهتری خواهید شد و آینده درخشان‌تری خوهید داشت. هر کاری که بکنید، چه درست و چه غلط، آدمها پشت سرتان حرف خواهند زد. پس قبل از اینکه نگران چیزی باشید که دیگران درموردتان می‌گویند، نگران کارهایی باشید که می‌کنید. اگر به چیزی واقعاً اعتقاد دارید، برای جنگیدن بخاطر آن نترسید. قدرت واقعی از غلبه بر چیزهایی به دست می‌آید که به نظر دیگران غیرممکن به نظر می‌رسد.

از همه اینها گذشته، شما فقط یکبار زندگی می‌کنید. پس سعی کنید همان طوری زندگی کنید که دوست دارید.

۷. اگر قرار باشد اتفاقی بیفتد، بالاخره خواهد افتاد.

قدرت واقعی زمانی می‌آید که چیزهایی زیادی برای گریه کردن بخاطرشان و شکایت کردن داشته باشید اما ترجیح دهید که لبخند بزنید و به جای این کارها بخاطر زندگی‌تان شکر کنید. همیشه در همه سختی‌هایی که با آن روبه‌رو می‌شوید، نقاط مثبتی هم وجود دارد اما باید بخواهید که دریچه قلب و ذهنتان را باز کرده و به استقبال آن بروید. نمی‌توانید به زور بخواهید بعضی اتفاق‌ها بیفتند. با تلاش در چنین جهتی فقط خودتان را خسته خواهید کرد. در بعضی نقاط فقط باید رها کنید و ببینید چه پیش می‌آید.

در آخر، دوست داشتن زندگی به اعتماد به حس‌تان، ریسک کردن، از دست دادن به دست آوردن خوشبختی و درس گرفتن از تجربه های تان بستگی دارد. این سفری دور و دراز است. باید دست از نگرانی، سرگردانی و تردید بردارید، به دست‌پاچگی‌هایتان بخندید، در لحظه زندگی کنید و از چیزهایی که روزگار پیش پایتان قرار می‌دهد لذت ببرید. شاید در آخر دقیقاً به آن مقصدی که می‌خواستید نرسید اما مطمئن باشید همان جایی می‌رسید که باید می‌رسیدید.

۸. بهترین کاری که می‌توانید بکنید این است که به راهتان ادامه دهید.

از دوباره بلند شدن از زمین نترسید، از دوباره تلاش کردن، دوباره دوست داشتن، دوباره زندگی کردن و دوباره آرزو کردن. اجازه ندهید یک درس سخت از روزگار دلتان را سخت کند. بهترین درس‌های زندگی را معمولاً در سخت‌ترین شرایط و از بدترین اشتباهاتتان یاد می‌گیرید. زمان‌هایی هست که به نظر می‌رسد همه چیز بد پیش می‌رود و احساس خواهید کرد که این شرایط سخت همیشه می‌ماند. اما اینطور نخواهد بود. وقتی احساس کردید که کم‌کم ناامید و دلسرد می‌شوید، یادتان باشد که همیشه برای درست شدن مسایل، اول همه چیز باید خراب شود. گاهی برای اینکه به بهترین وضعیت خودتان برسید، باید بدترین وضعیتتان را پشت سر بگذارید.

بله، زندگی سخت است اما شما از آن سخت‌ترید. قدرت هر روز خندیدن را در خودتان ایجاد کنید. جرات داشتن احساسی متفاوت اما زیبا را در خودتان رشد دهید. سعی کنید لبخند را به لبان بقیه هم بیاورید. برای چیزهایی که قادر به تغییر آن نیستید، استرس نداشته باشید. ساده زندگی کنید. سخاوتمندانه دوست داشته باشید. صادقانه حرف بزنید. با دقت کار کنید و حتی اگر زمین خوردید، دوباره از جایتان بلند شوید. به رشد کردن ادامه دهید.

هر روز صبح که از خواب بیدار می‌شوید سعی کنید این کارها را انجام دهید:

۱. مثبت فکر کنید.
۲. سالم غذا بخورید.
۳. ورزش کنید.
۴. سخت کار کنید.
۵. زیاد بخندید،
۶. خوب بخوابید.

و هر روز همه این کارها را تکرار کنید.

چه چیزهایی به شما برای کنار آمدن با مشکلات انگیزه می‌دهد؟ شما برای حفظ مثبت‌گرایی خود در زمان مشکلات به چه چیزی فکر می‌کنید؟ ما را نظرات خود مطلع کنید.

 

 

اختلال خود زشت انگاری (BDD) چیست؟

اختلال خود زشت انگاری

اختلال خود زشت انگاری

اختلال خود زشت انگاری یک نوع بیماری روانی است که فرد بیمار به طور مداوم در مورد طرز نگاه کردن مردم نگران است.

افراد مبتلا به اختلال خود زشت انگاری ممکن است به چیزهایی فکر کنند که اصلا وجود ندارد و یا اصلا دیگران متوجه آن نمی شوند.

شدت اختلال خود زشت انگاری متفاوت است اما در بسیاری از افراد مبتلا باعث استرس شده و می تواند به حدی شدید شود که در عملکرد افراد در محل کار، مدرسه و یا در روابط اجتماعی فرد اختلال ایجاد کند.

اختلال خود زشت انگاری به چه میزان شایع است؟

تصور می شود که 1 تا 2 درصد از افراد جامعه به این بیماری روانی مبتلا باشند. میزان شیوع اختلال خود زشت انگاری در بین زنان و مردان تقریبا به یک اندازه است. اختلال خود زشت انگاری معمولا از سنین نوجوانی شروع می شود. در این سنین نگرانی در مورد ظاهر آغاز می شود.

متاسفانه میزان خودکشی در این افراد بالاست.

چه چیزی باعث بروز استرس در افراد مبتلا به اختلال خود زشت انگاری می شود؟

هر عضوی از بدن می تواند باعث بروز این اختلال شود اما علل شایع بروز اختلال خود زشت انگاری عبارتند از:

ظاهر پوست صورت و به طور کلی صورت شامل اندازه و شکل چشم ها، بینی، گوش ها و لب ها
اندازه و شکل تقریبا تمام اعضای بدن از جمله باسن، ران، شکم، پاها، سینه و آلت تناسلی
شکل و اندازه ی کلی بدن
تقارن بدن و یا تقارن در یکی از اعضای بدن

علائم اختلال خود زشت انگاری چه چیزهایی هستند؟

علائم اختلال خود زشت انگاری به طور کلی به عامل بروز این اختلال بستگی دارد اما به طور کلی می توان گفت که اختلال خود زشت انگاری می تواند باعث بروز علائم زیر شود:

فکر کردن به مشکل برای مدتی طولانی در طول روز و به صورت مداوم و هر روزه
نگرانی در مورد شکست در مراحل و چالش های زندگی به خاطر ظاهر فیزیکی

این اختلال اغلب باعث احساس ناراحتی شده و می تواند به رژیم های غذایی و ورزشی ثابت شده و همچنین باعث می شود که این افراد در مورد ظاهر خود بارها و بارها از دوستان و یا اعضای خانواده خود سوال بپرسند و البته در نهایت نیز جواب های آنها را باور نمی کنند.

همچنین ممکن است این افراد به صورت مداوم تلاش در پنهان کردن مشکل خود داشته باشند.

این افراد ممکن است به صورت مداوم تمایل به استفاده از درمان های مختلف برای زیبایی پوست و یا انجام عمل های جراحی زیبایی داشته باشند (حتی زمانی که پزشک متخصص انجام این کارها را غیر ضروری تشخیص داده باشد.) تکرار عمل های جراحی زیبایی نیز از جمله علائم این اختلال است.

موارد شدید اختلال خود زشت انگاری می تواند به اضطراب، افسردگی و یا حتی فکر کردن و اقدام به خودکشی منجر شوند.

علل اختلال خود زشت انگاری چه چیزهایی هستند؟

علل این اختلال هنوز ناشناخته است. اما ممکن است عوامل ژنتیکی و همچنین مصرف مواد مخدر خاص مانند اکستازی در دوران نوجوانی در بروز اختلال خود زشت انگاری تاثیر داشته باشند.

البته استاندارد های خاص جوامع غربی که در رسانه های جمعی به نمایش گذاشته می شود نیز تاثیر بسیار زیادی بر روی افراد آسیب پذیر گذاشته و می تواند آغازگر این اختلال باشد.

اختلال های مشابه اختلال خود زشت انگاری

اختلال ترس از مکان های شلوغ

یک نوع اختلال اضطرابی است که باعث احساس ترس از مکان ها و موقعیت هایی میشود که خارج شدن از آن ها دشوار است.

در موارد شدید این بیماری، فرد بیمار به طور کامل خانه نشین می شود. با این حال افرادی که به علت احساس هراس در خانه می مانند ممکن است علت این رفتار آنها اختلال ترس از مکان های شلوغ نبوده و در واقع ممکن است آنها از اختلال خود زشت انگاری رنج ببرند.

اختلال وسواس ناخواسته (OCD)

این اختلال باعث بروز افکار و تصورات تکراری و ناخواسته و انجام اعمال تکراری اجباری می شود.

افراد مبتلا به اختلال خود زشت انگاری به نحوی از یک وسواس نسبت به ظاهر خود رنج می برند و می توان گفت که اختلال خود زشت انگاری نوعی از اختلال وسواس ناخواسته است.

علاوه بر این افرادی که اختلال خود زشت انگاری در آنها تشخیص داده می شود، از اختلال وسواس ناخواسته نیز رنج می برند.

بی اشتهایی عصبی

اختلال خود زشت انگاری می تواند به اشتباه “بی اشتهایی عصبی” تشخیص داده شود زیرا که هر دوی این بیماری ها با ظاهر افراد سر و کار دارند.

البته ممکن است یک نفر به صورت همزمان به هر دو اختلال مبتلا باشد.

ترس از اجتماع

ترس از اجتماع نوعی اختلال روانی است که باعث ترس از تعامل با افراد می شود.

افراد مبتلا به ترس از اجتماع ممکن است نسبت به امکان قضاوت، انتقاد، تمسخر و یا تحقیر شدن توسط دیگران احساس نگرانی کنند.

اگر نگرانی فرد ریشه در ظاهر وی داشته باشد، ممکن است در واقع اختلال خود زشت انگاری عامل زمینه ای این بیماری باشد.

تریکوتیلومانیا

این اختلال یک اختلال روانی نادر است که در آن فرد مبتلا بدون اختیار موهای خود را می کند.

اگر این اختلال به علت نگرانی نسبت به ظاهر بروز کرده باشد ممکن است علت زمینه ای اصلی آن اختلال خود زشت انگاری باشد.

دستکاری کردن لکه های پوستی و جوش ها نیز برای مدتی طولانی نیز می تواند نشانه ای از یک اختلال شبیه به تریکوتیلومانیا باشد.

اختلال خود زشت انگاری شبیه به بسیاری از اختلال های روانی دیگر است و ممکن است به اشتباه تشخیص داده شود.

درمان اختلال خود زشت انگاری چگونه است؟

درمان در بسیاری از موارد شامل ترکیبی از درمان شناختی رفتاری (CBT) و آموزش مقابله با اضطراب و همچنین دارو می باشد.

در بسیاری از موارد ممکن است پزشک همزمان با دارو، روان درمانی نیز تجویز کند.

نگارش در تاريخ دوشنبه 1393/05/20 توسط فولادی

http://asheganeh.ir/

نگارش در تاريخ دوشنبه 1393/05/20 توسط فولادی
وقتی کسی را به خودمان وابسته کردیم!...

وقتی کسی از صمیم قلبش صادقانه دوستمان دارد در برابرش مسئولیم...

در برابر اشکهایش..شکستن غرورش..لحظه های شکستش در تنهایی و لحظه های بی قرارییش...

و اگر یادمان برود.....!!

در جایی دیگر سرنوشت یادمان خواهد اورد..و این بار ما خود فراموش خواهیم شد...

و این قانون زندگیست

نگارش در تاريخ دوشنبه 1393/05/20 توسط فولادی

 

 

امروز باد و باران را ديدم...

كه به كمك هم كوچه ها را آب و جارو مي زدند...

انگار قرار است كسي بيايد...كوچه خلوت است...

گويا كسي براي استقبال او نيامده است... 

عده اي را مي بينم...كه چند كوچه پايين تر منتظرند...

انگار آدرس را اشتباه رفتند....

آهاي او اينجاست....

نميدانم چرا هرچه صدايشان ميكنم....نمي شنوند...

آن مرد آمد.... آن مرد با اسب آمد....آن مرد در باران آمد...

كجا ميروي آنها چند كوچه پايين ترند....

آن مرد رفت...آن مرد پياده رفت...آن مرد با چشمان باراني رفت...

براستي كه چقدر غريب است...

از دور اندك مردماني را ميبينم كه به دنبالش مي گردند....

اما هر چه تلاش مي كنند...

پيدايش نمي كنند دليلش چيست...؟؟

نكند مسيرتان اشتباه است...؟؟

نه اين راه اشتباه نيست ما خود مي دانيم...

اين را آنان مي گويند...

مسافر در خلوت كوچه ها محو مي شود...

و هنوز عده اي خوابند...

از فردي شنيدم كه ميگفت او دوباره باز ميگردد...

سوالي مرا درگير خود كرده...

مگر جايي رفته است....؟؟

او مي گفت ما منتظر اوييم...

ولي من ميدانم اشتباه مي گويد

اوست كه منتظر ظهور ماست...

آري مشكل از ماست كه تا به حال نيامده است...

نگوييد وقتش نرسيده...وقتش را خود تعيين ميكنيم...

بد نيست كمي به خود بيايم...

كمي تامل لازم است...

اللــهم عــجل لـــوليـــك الــفـــرج

نگارش در تاريخ دوشنبه 1393/05/20 توسط فولادی

رابطه ها در دو حالت قشنگ میشن:

1- پیدا کردن شباهت ها

2- احترام گذاشتن به تفاوت ها

نگارش در تاريخ دوشنبه 1393/05/20 توسط فولادی

گشاده دست باش، جاری باش، کمک کن مثل رود

با شفقت و مهربان باش مثل خورشید

اگر کسی اشتباه کرد آن را بپوشان مثل شب

وقتی عصبانی شدی خاموش باش مثل مرگ

متواضع باش و کبر نداشته باش مثل خاک

بخشش و عفو داشته باش مثل دریا

اگر می خواهی دیگران خوب باشند، خودت خوب باش مثل آینه

نگارش در تاريخ دوشنبه 1393/05/20 توسط فولادی

نگارش در تاريخ دوشنبه 1393/05/20 توسط فولادی


همدلی یعنی اینکه فرد بتواند زندگی دیگران را حتی زمانی که در آن شرایط قرار ندارد درک کند. همدلی به فرد کمک می کند تا بتوانند انسان های دیگر را حتی وقتی با آنها متفاوت است بپذیرد و به آنها احترام گذارد. همدلی روابط اجتماعی را بهبود می بخشد و به ایجار رفتارهای حمایت کننده و پذیرنده ، نسبت به انسان های دیگر منجر می شود.
اجزای تشکیل دهنده همدلی
· علاقه داشتن به دیگران
· تحمل افراد مختلف
· رفتار بین فردی همراه با پرخاشگری کمتر
· دوست داشتنی تر شدن (دوستیابی)
· احترام قائل شدن برای دیگران
اثرات همدلی
۱) عامل پیشگیری بسیاری از رفتارهای ناخوشایند می شود.
۲) در طرفین احساس خوشایند و مثبت به وجود می آورد.
۳) فرد را از احساس تنهایی نجات می دهد.
۴) موجب اخذ تصمیم های صحیح تر می شود.
۵) از بسیاری تعارضات و سوء تفاهم ها جلوگیری می کند.
۶) همدلی به جا و مناسب موجب تعدیل و اصلاح شناخت، احساس و رفتار می شود.
۷) در تحکیم روابط همسران می تواند نقش مهمی داشته باشد.
۸) احساس آرامش و قوه ی ادارک فرد را افزایش می دهد.
۹) موجب افزایش اعتماد به نفس می شود.
۱۰)زمینه شناخت بهتر و بیشتر از دیگران را فراهم می آورد.
۱۱) روابط خانوادگی و اجتماعی را بهبود می بخشد.
۱۲) امنیت روانی و آسایش خاطر را تقویت می نماید.
۱۳) میل به شرکت در فعالیت های گروهی را افزایش می دهد.
۱۴) بیان احساسات خود و درک احساسات دیگران را آسان تر می کند.

نگارش در تاريخ دوشنبه 1393/05/20 توسط فولادی
ساعت 3 شب بود كه صداي تلفن , پسري را از خواب بيدار كرد...پشت خط مادرش بود..... پسر با عصبانيت گفت: چرا اين وقت شب مرا از خواب بيدار كردي؟؟؟؟؟؟ مادر گفت:25 سال قبل در همين موقع شب تو مرا از خواب بيدار كردي..... فقط خواستم بگويم تولدت مبارك پسرم..... پسر از اينكه دل مادرش را شكسته بود تا صبح خوابش نبرد.....صبح سراغ مادرش رفت.....وقتي داخل خانه شد مادرش را پشت ميز تلفن با شمع نيمه سوخته يافت..... ولي مادر ديگر در اين دنيا نبود .

نگارش در تاريخ دوشنبه 1393/05/20 توسط فولادی
آقاي جك رفته بود استخدام بشود ، صورتش را شش تيغه كرده بود و كروات تازه اش را به گردنش بسته بود ، لباس پلو خوري اش را پوشيده بود و حاضر شده بود تا به پرسش هاي مدير شركت جواب بدهد.
اقاي مدير شركت بجاي اينكه مثل نكير و منكر ، آقاي جك را سين جين بكند ، يك ورق كاغذ گذاشت جلوش و از او خواست تنها به يك سئوال پاسخ بدهد. سئوال اين بود:
شما در يك شب بسيار سرد و طوفاني ، در جاده اي خلوت رانندگي ميكنيد ، ناگهان متوجه ميشويد كه سه نفر در ايستگاه اتوبوس ، به انتظار رسيدن اتوبوس ، اين پا و آن پا ميكنند و در آن باد و باران و طوفان چشم براه معجزه هستند تا اتوبوس بيايد و آنها سوار شوند.
يكي از آنها پيره زن بيماري است كه اگر هر چه زودتر كمكي به او نشود ممكن است همانجا در ايستگاه اتوبوس غزل خداحافظي را بخواند.
دومين نفر، صميمي ترين و قديمي ترين دوست شما است كه حتي يك بار جان شما را از مرگ نجات داده است.
اما نفر سوم دختر خانم بسيار زيبا و جذابي است كه زن رويايي شما مي باشد و شما همواره آرزو داشتيد او را در كنار خود داشته باشيد .
حال اگر اتوموبيل شما فقط يك جاي خالي داشته باشد ، شما از ميان سه نفر كداميك را سوار ماشين تان مي كنيد؟؟؟
پير زن بيمار؟؟ دوست قديمي؟؟ يا آن دختر زيبا را ؟؟

جوابي كه آقاي جك به مدير شركت داد، سبب شد تا از ميان دويست نفر متقاضي، برنده شود و به استخدام شركت درآيد.

و اما پاسخ آقاي جك:
آقاي جك گفت: من سوييچ ماشينم را ميدهم به آن دوست قديمي ام تا پير زن بيمار را به بيمارستان برساند و خود من با آن دختر خانم در ايستگاه اتوبوس ميمانم تا اتوبوس از راه برسد و ما را سوار كند..

نگارش در تاريخ دوشنبه 1393/05/20 توسط فولادی


اندک تغییری در صورت افراد باعث می شود ما فرد را قابل اعتماد، سلطه جو یا جذاب بدانیم یا بر عکس

اولین قضاوت ما در نخستین برخورد با افراد غریبه بر اساس ویژگی‌های چهره آنهاست.

دانشمندان اکنون این ویژگی‌های صورت را که نخستین قضاوت ما بر اساس آنها شکل می‌گیرد مشخص کرده‌اند.

اینکه قضاوت اجتماعی به ویژگی‌های جسمانی ربط دارد پدیده‌ای شناخته شده بود اما اکنون محققان دانشگاه یورک به سرپرستی دکتر تام هارتلی، متخصص علوم اعصاب (نوروساینتیست) به آن جنبه ریاضی هم بخشیده‌ و نتایج آن را در نشریه PNAS منتشر کرده‌اند.

نتایج این تحقیق در نشریه PNAS منتشر شده به انیماتورها یا هر کسی که می خواهد مثلا در شبکه های اجتماعی تاثیر مورد نظر خود را بر دیگران بگذارد مورد استفاده قرار خواهد گرفت.

دکتر هارتلی و گروه تحقیقاتی اش می‌خواستند بدانند حال که نخستین قضاوت افراد فقط با نگاه کردن با چهره و بر اساس ویژگی‌های آن شکل می‌گیرد، "آیا می‌توان این ویژگی‌ها را به دقت اندازه‌گیری کرد؟"

برای این تحقیق عکس صورت هزار نفر را به حداقل شش نفر نشان دادند و از آنها خواستند برای ۱۶ ویژگی مختلف مثل قابل اعتماد بودن یا هوش به عکس‌ها نمره بدهند.

در نهایت این ارزیابی به سه خصلت کلیدی کاهش پیدا کرد؛ خوش برخورد بودن، سلطه‌طلبی یا جذابیت.

از بالا به پایین: خوش برخوردی کم و زیاد، جذاییت کم و زیاد، سلطه طلبی کم و زیاد

با اندازه گیری ویژگی‌های صورت در این هزار عکس و ادغام آنها با نمره‌هایی که گرفته بودند، دکتر هارتلی و همکارانش یک مدل ریاضی طراحی کردند که نشان دهد هر ویژگی صورت چه تاثیری بر قضاوت دیگران می‌گذارد.

در قدم بعدی کامپیوتر با استفاده از این مدل ریاضی، صورت‌های کارتونی طراحی کرد که القا کننده خوش برخوردی، سلطه طلبی و جذابیت (با درجات مختلف) و نیز صورت‌هایی با حالتهای بینابین باشند.

در مرحله آخر این چهره‌های کارتونی را به افراد داوطلب نشان دادند و درباره تاثیری که بر آنها می‌گذارد سوال کردند، پاسخ ها با آنچه قرار بود چهره‌ها القا کنند مطابقت می کرد؛ برای مثال وقتی کامپیوتر قرار بود چهره‌ فرد خوش برخورد را طراحی کرده باشد، کسانی که آن را می‌دیدند نیز همین استنباط را داشتند.

اما آیا می توان گفت مثلا مدل خاص ابرو یا چانه باعث چه نوع قضاوتی در افراد می شود؟

دکتر هارتلی محتاطانه پاسخ می‌دهد: "بسیار دشوار است که بگوییم یک ویژگی مشخص یک تاثیر اجتماعی خاص را ایجاد می‌کند"، به این دلیل که یک ویژگی خاص مثلا مدل ابرو در ترکیب با ویژگی‌های دیگر صورت متفاوت به نظر می‌رسد.

با این حال بطور کلی می توان به این نتیجه رسید افرادی که چهره‌های عضلانی دارند بیشتر بعنوان افراد سلطه طلب و آنها که لبخندی بزرگ بر لب دارند افراد خوش برخورد و قابل اعتماد قضاوت می شوند.

آنچه می‌تواند نگران کننده باشد تاثیری بزرگ است که یک نگاه زودگذر به چهره افراد بر قضاوت ما می‌گذارد.
سه سوال اول در نگاه اول

خوش برخورد و پذیرا بودن: این فرد چقدر ممکن است به من کمک کند یا مانع من شود؟
سلطه‌طلبی: این فرد چقدر می‌تواند نیت و قصد خود را عملی کند؟
جذابیت و جوانی: این فرد چقدر ممکن است معشوق من شود؟

دکتر هارتلی می‌گوید: " اگر ما قضاوت خود را بر اساس این تاثیرات زودگذر بنا کنیم ممکن است مشکل‌ساز شود، بخصوص در دنیای امروز که ممکن است فقط یک عکس از کسی در شبکه‌های اجتماعی ببینیم و مجبور باشیم قضاوت خود را بر اساس آن شکل دهیم."

اما از طرف دیگر این می تواند برای طراحان، نقاشان و عکاسان بسیار سودمند باشد و به این ترتیب بتوانند عکس یا طرحی خود با همان تاثیری که مد نظرشان است تولید کنند.

این مدلسازی برای انیماتورها هم می‌تواند بسیار مفید باشد زیرا انیماتور باید به طرح خود جان بدهد و با چهره قهرمانان خود خود تاثیر خاصی بر ببینده بگذارد و با تغییری اندک، به چهره آنها بعد اجتماعی بدهد.

به گفته دکتر هارتلی نتیجه این تحقیق قابلیت‌های تجاری بسیاری دارد زیرا افراد می‌توانند عکس خود را آنگونه که دوست دارند در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی عرضه کنند.

دکتر آنتونی لیتل روانشاس دانشگاه استرلینگ می گوید این تحقیق می‌تواند به ما نشان دهد که ما در مورد غریبه ها با کلمات ساده‌ای مثل خوش برخورد، کناره‌گیر و دیرجوش، سلطه طلب یا منفعل قضاوت می کنیم."

به گفته دکتر لیتل این تحقیق موضوعی "ساده اما مهم" را در باره تاثیر ویژگی های جسمانی بر قضاوت اجتماعی روشن می‌کند: "خوش برخورد بودن با لبخند زدن و دیر جوش بودن با اخم و قیافه عصبانی پیوند دارد و عضلانی بودن صورت با سلطه طلبی."

"ویژگی سوم، یعنی جوانی و جذابیت به اندازه دو ویژگی قبلی بارز نیست، به دلیل تاثیر متقابل جذابیت و دو عامل دیگر."

اسلایدر